قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1692
تاريخ الفي ( فارسى )
نماز و دعا فارغ گشت مردم با او بيعت كردند . مقتدر در اوّل خلافت خود آمدن بارس با خزانهاى آنچنان را تفأل خود گرفته در صدد تربيت او درآمد و امراى خليفه از توهّم و تقدّم بارس غلامى از غلامان او را بفريفتند تا او را به زهر هلاك ساخته امرا را از شرّ او فارغ گردانيد . و احمد بن اسماعيل حكومت طبرستان را به عبد اللّه بن ابو العباس بن نوح تفويض نمود . و در آن زمان چون حسن بن على اطروش « 1 » علوى بر ديار ديالمه استيلا داشت ايشان را بر جنگ عبد اللّه تحريض مىنمود ، امّا ديالمه به واسطهء حسن معاش عبد اللّه به آن راضى نمىشدند ، تا آنكه احمد بن اسماعيل ، عبد اللّه را از حكومت طبرستان عزل نموده ايالت آن ديار را به سلام ، كه يكى از امراى سامانيه بود ، ارزانى داشت . چون سلام به طبرستان رسيد حسن اطروش با ديالمه مستعد شده به جنگ سلام آمده منهزم شدند و سلام با وجود آن از احمد بن اسماعيل التماس نمود كه حكومت طبرستان را به ديگرى بدهد . بنابراين ، احمد باز عبد اللّه بن ابو العباس را به حكومت طبرستان فرستاد و تا زمان حكومت احمد بن اسماعيل عبد اللّه به ايالت طبرستان مستقل بود . « 2 »
--> ( 1 ) . وى از ياران و نزديكان محمّد بن زيد علوى ( مقتول 287 ه . ) است كه خود فقيه و اديب و زاهد و مجاهد بوده است . در جنگهايى كه همراه محمّد بن زيد بوده بر اثر ضربهء سلاح دشمن يا به دنبال شكنجهء دوران اسارت در نزد رافع بن هرثمه به گوش او آسيب رسيده و به « اطروش » ( - كر ) معروف شده است ؛ - دكتر زرّينكوب ، تاريخ ايران بعد از اسلام ، ص 135 . وى بعدها « ناصر الحق » و « ناصر كبير » خوانده شد . ( 2 ) . ابن نوح ابو العباس در بازگشت به طبرستان توانست نظم و عدالت را مجدّدا برقرار كند . مرگ وى در صفر سال دويست و نود و هشت هجرى بوده است .